نوشته: محمد حسن ارجمندی راوي روزي يكي از دوستاي خياط يه كاسه عسل كوهستان بهش داد و گفت :« بگير، اين همون عسليه كه تعربفش رو مي كردم . مثل اين عسل هيچ جا پيدا نميكني.» خياط كاسة عسل رو گرفت و بي اونكه كسي ببينش -كه بخواد كار به …
بیشتر بخوانید »نمایشنامه کوتاه بدحساب نوشته ارجمندی
نویسنده: محمد حسن ارجمندی راوي تو زمانهاي قديم يه آدم بدحسابي بود كه همه رو آسي كرده بود به بيشتر كسبة ومردم شهر بدهكار بود، از اين و اون پول قرض ميگرفت و پس نمي داد، چندين نفر ازدستش به قاضي شكايت بردن قاضي خواستش تا باهاش صحبت كنه راوي(قاضي) …
بیشتر بخوانید »نمایشنامه کوتاه شاعر و خسیس(نوشته ارجمندی)
نوشته: محمد حسن ارجمندی راوی داستان را رو به دوربین تعریف میکندو بازیگر در نقش شاعر جوان پشت میزی نشسته و درحال نگارش شعر است. راوی تو زمانهای قدیم بعضی از شاعرها نون بازوشون رو میخوردند وبرای دلشون شعرمیگفتند و بعضیها هم نون شعرشون رو میخوردند و هنرشون منبع درآمدشون …
بیشتر بخوانید »نمایشنامه کوتاه" ولی از نون خبری نیست"
بازیگر (در نقش انسان فقیر ،گرسنه و نحیفی) در گوشهای نشسته است و زانوهایش را در بغل گرفته است و گریه میکند. راوی یه روز یه بندة خدایی(اشاره به بازیگر) یه گوشهای نشسته بود و زار زار گریه میکرد. مردم از کنارش میگذشتند و نگاش میکردند و هیچ کس نمیپرسید …
بیشتر بخوانید »نمایشنامه درد دل یا درد چشم
نوشته محمد حسن ارجمندی راوی یه روز یکی از رفقا رو دیدم.خیلی تو هم بود.(بازیگر وارد میشود در حالی که دمق است)از من پرسید؟ بازیگر طبیب خوب سراغ داری؟ راوی فراوون، برای چه دردی میخوای؟ بازیگر درد دل راوی باید بری پیش متخصص گوارش ،…. یه آقای دکتری میشاسم خیلی …
بیشتر بخوانید »نمایشنامه" شتر یک درهمی"
راوی صحرانشینی، شتر ارزشمندی داشت که اتفاقاً خیلی هم دوستش میداشت، یه روز شتر گم شد صحرا نشین در به در دنبال شتر میگشت. بازیگر (بازیگر در نقش صحرانشین سراسیمه وارد میشود و رو به راوی) شتر منو ندیدی؟ راوی(در نقش صحرانشینی دیگر) نه مگه گم شده؟ بازیگر آره راوی …
بیشتر بخوانید »نمایشنامه "راهزنی"
نوشته محمد حسن ارجمندی راوی روزی مردی رفت پیش یه عارف بزرگ و سرشناس به نام شیخ صدرالدین بازیگر(به طرف راوی میرود) خدمتتون رسیدم تا مشکلم رو حل کنید راوی مشکلت چیه جوون؟ بازیگر دست به هر کاری که میزنم، به نتیجه نمیرسه مدتهاست بیکارم و زندگیم به سختی میگذره …
بیشتر بخوانید »نمایشنامه کوتاه مقروض
نویسنده: محمد حسن ارجمندی راوی شاعری ۳ پسر جوون داشت و پسرها در آستانة ازدواج بودند و قرار بود که مراسم ازدواج این سه برادر با هم برگزار بشه . شاعر تصمیم گرفت باغی رو که با یکی از دوستانش به نام سلیمان در اون شریک بود بفروشه. خریدار خوبی …
بیشتر بخوانید »نمایشنامه کوتاه عتیقه فروش
نویسنده: محمد حسن ارجمندی راوی تو یه شهر دو تا عتیقهفروش بودند.نون یکی تو روغن بود ونون دومی فقط تو حروف الفبای بدشانسی. عتیقهفروش ما که کارش شده بود مگسپروندن و سماق مکوندن-البته سماق مکییدن بود برای حفظ قافیه این طوری گفتم- بعد از پرس و جو فهمید که رقیبش …
بیشتر بخوانید »ارجمندی در جشنواره فیلم کوتاه حسنات، اسفند ۱۳۹۴
جشنوارۀ ملی فیلم حسنات اصفهان در آستانۀ برگزاری پنجمین دورۀ خود میزبان فیلمسازان و فیلمنامهنویسان بسیاری از سراسر کشور عزیزمان ایران است. محمد حسن ارجمندی که با فیلم و فیلمنامههایش در چند دوره از این جشنواره حضور داشته است، در این دوره نیز با فیلمنامۀ کوتاه «گردش روزگار» در این …
بیشتر بخوانید »
سایت شخصی محمد حسن ارجمندی معرفی آثار و فعالیتهای ادبی، هنری و فرهنگی محمد حسن ارجمندی