خانه / نوشته‌هایش / نمایش‌نامه‌هایش (صفحه 2)

نمایش‌نامه‌هایش

نمایشنامه کوتاه"خوراک بره"

راوی یه روز اردشیر خان – خان روستای احمدآباد-، پرویز خان -خان روستای همسایه- رو برای ناهار به عمارتش دعوت کرده‌بود. اردشیر خان دستور داده بود ناهار مفصلی آماده کنند. این مهمونی بیشتر دعوت به رقابت بود تا ضیافت ناهار. اردشیر خان که اوصاف پرخوری پرویزخان به گوشش خورده بود، …

بیشتر بخوانید »