خانه / نوشته‌هایش / نمایش‌نامه‌هایش / نمایش‌نامه کوتاه" ولی از نون خبری نیست"

نمایش‌نامه کوتاه" ولی از نون خبری نیست"

بازیگر (در نقش انسان فقیر ،گرسنه و نحیفی) در گوشه‌ای نشسته است و زانوهایش را در بغل گرفته است و گریه می‌کند.

راوی

یه روز یه بندة خدایی(اشاره به بازیگر) یه گوشه‌ای نشسته بود و زار زار گریه می‌کرد.

مردم از کنارش می‌گذشتند و نگاش می‌کردند و هیچ کس نمی‌پرسید تو چرا گریه می‌کنی؟

تا این که یه آقایی با یه بقل نون از راه رسید و وقتی چشمش به آدم فقیرافتاد دلش به حالش سوخت و رفت کنارش نشست وشروع کرد به گریه کردن.

 راوی می‌رود و در حالی که دو نان روغنی در دست دارد، کنار بازیگر می‌نشیند و شروع می‌کند به گریه کردن.برای چند لحظه هر دو گریه می‌کنند .مرد فقیر تازه متوجه راوی شده که کنارش نشسته و گریه می‌کند.

بازیگر

شما کی هستید؟اینجا چی کار می‌کنید؟

راوی(اشکش را پاک می‌کند)

من؟ یه انسان که از ناراحتی همنوعش نارحته.دیدم داری گریه می‌کنی ‌خواستم باهات همدردی کرده باشم

بازیگر

آقا شما خیلی بزرگوارید، ‌این همه آدم از اینجا رد شد یکی نپرسید : چته؟ برای چی گریه می‌کنی؟ اما شما(راوی حرفش را قطع می‌کند)

راوی

من وظیفة انسانیم رو انجام دادم، به هر حال من آدمم، عواطف دارم، نمی‌تونم ناراحتی کسی رو ببینم

بازیگر

خدا را شکر .هنوز هم آدمهایی هستند که چراغ انسانیت رو روشن نگه می‌دارند

راوی

آدمها معنی نوعدوستی رو فراموش کردند. هی می‌گند« بنی آدم اعضای یکدیگرند» اما معنی‌ش رو نمی‌فهمند(روای برمی‌خیزد که برود.)

بازیگر

داری می‌ری؟

راوی

آره

بازیگر

نمی‌خوای بپرسی چرا گریه می‌کنم؟

راوی

نمی‌خواستم فضولی کنم، خوب برای چی گریه می‌کنی؟

بازیگر

از گرسنگی، دو روزه هیچی نخوردم

راوی

جدی می‌گی؟چه دردناک!خیلی ناراحت شدم

بازیگر

اگه می‌خوای کمکم کنی یه کم نون به من  بده

 .

راوی به طرف بازیگر می‌رود و کنار او می‌نشیند.همه فکر می‌کنند که او می‌خواهد به مرد فقیر نان بدهد. حتی مرد فقیر به هوای گرفتن نان دستش را پیش می‌آورد اما راوی دست او را پس می‌زند و دستش را مقابل صورتش می‌گیرد و شروع می‌کند به گریستن.بازیگر تعجب می‌کند.

بازیگر

من فقط یه کم نون خواستم .  چرا گریه می‌کنی؟

راوی(سرش را بلند می‌کند)

اگه بخوای تا صبح برات گریه می‌کنم اما نون بهت نمی‌دم(باز سرش را پایین می‌اندازد و شروع به گریستن می‌کند و بازیگر تعجب می‌کند)

.
نویسنده: محمد حسن ارجمندی

درباره‌ی admin

حتما ببینید

مزه نظم

نویسنده: محمد حسن ارجمندی در ماه رمضان، در هر شهر همه روزه‌دارها در یک محدودة …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *