خانه / نوشته‌هایش (صفحه 5)

نوشته‌هایش

مثنوی حضرت زینب (سلام الله علیها)

از سروده‌های محمد حسن ارجمندی   ظهر بود و تك سوارم رفته بود آخرين تير از كمانم جَسته بود بر همآورديش، كس قادر نبود           پيش شمشيرش سري ظاهر نبود شير بود او در ميان كركسان سرورِ عالم در ميان ناكسان تيغ او را بوسه باران كرده بود           هر فرشته بوسه …

بیشتر بخوانید »

نمایشنامه"کاسه عسل"

نوشته: محمد حسن ارجمندی راوي روزي يكي از دوستاي خياط يه كاسه عسل كوهستان بهش داد و گفت :« بگير، اين همون عسليه كه تعربفش رو مي كردم . مثل اين عسل هيچ جا پيدا نمي‌كني.» خياط كاسة عسل رو گرفت و بي اونكه كسي ببينش -كه بخواد كار به …

بیشتر بخوانید »

حضور در جشنواره طنین مسجد

در روزهای پایانی مرداد ۹۵ جشنواره فیلم و فیلم‌نامه کوتاه طنین مسجد در شهر گرگان با حضور سینماگران جوان برگزار شد و محمد حسن ارجمندی با  با فیلم‌‌نامۀ«تا آسمان راهی نیست» در این جشنواره حضور داشت. در ادامه گزارشی تصویری از این جشنواره را مشاهده خواهید کرد.

بیشتر بخوانید »

راه‌یابی فیلم‌کوتاه احساس مشترک و فیلم‌نامه صفحه سپید به دو جشنواره خارجی

فیلم کوتاه«احساس مشترک» به نویسندگی و کارگردانی محمد حسن ارجمندی به جمع فینالیست‌های جشنواره The In/Out Film & Video Festival 2016 پیوست و نشان Semifinalist را از این جشنواره دریافت کرد. فیلم‌های راه یافته به این جشنواره توسط دانش‌آموختگان دپارتمان فعالیت‌های اجتماعی و استودیویی دانشگاه هنر و طراحی موره فیلادلفیا …

بیشتر بخوانید »

نمایشنامه کوتاه بدحساب نوشته ارجمندی

نویسنده: محمد حسن ارجمندی راوي تو زمانهاي قديم يه آدم بدحسابي بود كه همه رو آسي كرده بود به بيشتر كسبة ومردم شهر بدهكار بود، از اين و اون پول قرض مي‌گرفت و پس نمي داد، چندين نفر ازدستش به قاضي شكايت بردن قاضي خواستش تا باهاش صحبت كنه راوي(قاضي) …

بیشتر بخوانید »

نمایش‌نامه کوتاه شاعر و خسیس(نوشته ارجمندی)

 نوشته: محمد حسن ارجمندی راوی داستان را رو به دوربین تعریف می‌کندو بازیگر در نقش شاعر جوان پشت میزی نشسته و درحال نگارش شعر است. راوی تو زمان‌های قدیم بعضی از شاعرها نون بازوشون رو می‌خوردند وبرای دلشون شعرمی‌گفتند و بعضی‌ها هم نون شعرشون رو می‌خوردند و هنرشون منبع درآمدشون …

بیشتر بخوانید »

نمایش‌نامه کوتاه" ولی از نون خبری نیست"

بازیگر (در نقش انسان فقیر ،گرسنه و نحیفی) در گوشه‌ای نشسته است و زانوهایش را در بغل گرفته است و گریه می‌کند. راوی یه روز یه بندة خدایی(اشاره به بازیگر) یه گوشه‌ای نشسته بود و زار زار گریه می‌کرد. مردم از کنارش می‌گذشتند و نگاش می‌کردند و هیچ کس نمی‌پرسید …

بیشتر بخوانید »

نمایشنامه درد دل یا درد چشم  

  نوشته محمد حسن ارجمندی راوی یه روز یکی از رفقا رو دیدم.خیلی تو هم بود.(بازیگر وارد می‌شود در حالی که دمق است)از من پرسید؟ بازیگر طبیب خوب سراغ داری؟ راوی فراوون، برای چه دردی می‌خوای؟ بازیگر درد دل راوی باید بری پیش متخصص گوارش ،…. یه آقای دکتری می‌شاسم خیلی …

بیشتر بخوانید »

ترانه مادران انتظار با صدای علی رها

ترانه “مادران انتظار” به عنوان ترانه تیتراژ پایانی برنامه ای در گرامیداشت مادران شهدای گمنام توسط محمد حسن ارجمندی سروده شده که با صدای علی رها خوانده شده است . بخش هایی از این ترانه تقدیم می شود. از همون روزی که رفتی، چش به راه تو نشستم تا که …

بیشتر بخوانید »

چند سکانس از فیلم‌نامه سینمایی چهار راه

۱۸٫داخلی –روز- اطاق حسام حسام به طرف میزش می‌رود وفرید روی مبل مقابل میز می‌نشیند.فرید منتظر است که حسام کارش را بگوید. حسام تو معلومه چه مرگته؟ پیپ و توتونش را برمی‌دارد .کیف سامسونت ِ چرمی قهوه‌ای رنگ حسام (که آن را در بانک ،جاخواهد گذاشت) روی میز است . …

بیشتر بخوانید »