مقاله پژوهشی«یکپارچگی عناصر شعر فارسی و تاثیر آن بر بالندگی شعر» به نویسندگی دکتر محمدحسن ارجمندی و دکتر بیژن ظهیری ناو در شماره ۷۱ فصلنامه علمی «پژوهش زبان و ادبیات فارسی» در مهر ماه ۱۴۰۳ منتشر شد. در مقدمه این مقاله آمده است:
«هر ساختار، از اجزائی تشکیل شده که سنجیدگی و دانستگی چینش و گزینش آنها، کیفیت ساختار را تعیین میکند به طوری که هرچه این بخشها، دانستهتر و دقیقتر در کنار هم قرار گیرند و هماهنگی بیشتری بین آنها برقرار باشد، کیفیت ساختار و عملکرد آن نیکوتر خواهد بود. «هنر، تلاش برای یافتن هماهنگی است»(احمدی، ۱۳۸۰: ۲۱۳) و هماهنگی، زاییدة یکپارچگی. در این میان ادبیات و در اینجا، «شعر یکی از هنرهای زیباست و جوهر شعر، زیبایی است. از دیدگاه محققان، هنرهای زیبا و زیبایی هنری لازم و ملزوم یکدیگرند. هنرهای زیبا برای جاودانه بودن به عناصری چون وحدت و هماهنگی، تکرار و توازن، تناسب و نظایر آن نیاز دارند.» (صحرایی و گلشنی، ۱۳۹۲: ۹۸-۹۹) «ارسطو نیز هماهنگی را عامل وحدت و یکی از اوصاف امر زیبا میداند.»(زرین کوب، ۱۳۵۷: ۱۰۴) بنابراین«يك قطعه شعر خوب با همه سادگی آن چنان ترکیبی است و اجزای آن با هم آن چنان پیوستگی و هماهنگی دارند که اگر نقصي در هريك از اجزا وجود داشته باشد، مجموعة واحد را از توفیق و کمال دور نگه میدارد.»(اخوان ثالث، ۱۳۷۶: ۲۰۲) پس اجزاء شعر باید دانسته و بایسته در کنار هم قرار بگیرند تا شعر اثربخش و مانا باشد. «اگر بناست شعری زنده باشد بایستی اجزای آن با همان دقت و ظرافتی که اجزای يك درخت به هم پیوسته است با یکدیگر مرتبط باشد و تشکل یابد. باید ارگانیسمی باشد که هر جزئی از آن در خدمت هدفی مفید بوده برای حفظ و تبیین حیاتی که در آن سهیم است با دیگر اجزا همکاری کند» (پرین،۱۳۷۶: ۲۱) علاقهمندی و نگاه ستایشآمیز انسان به هماهنگی، ریشه در طبیعت انسان دارد. انسان به عنوان جزئی از طبیعت اولین نشانههای هماهنگی را در طبیعت دیده و از آن فراگرفته است و چون روح هماهنگی را در اجزاء طبیعت دیده است، ذاتاً هماهنگی و یکپارچگی در هر ساختاری را دوست و به آن گرایش دارد. شاعر نیز در آفرینش هنری خود(شعر) به بازتاب هماهنگیِ وامگرفته از طبیعت میاندیشد.
«شاعر به انسان و طبیعت به عنوان موجوداتی مینگرد که اساسا با یکدیگر هماهنگی دارند و به فکر انسان به عنوان چیزی نظر میکند که طبیعتا منعکسکننده زیباترین و جالبتوجهترین خصائص طبیعت است.» (دیچز، ۱۳۷۳: ۱۶۲) هماهنگی عناصر شعر در ادبیات فارسی بیشتر با اصطلاحاتی نظیر وحدت، انسجام و محور عمودی وافقی یاد شده است. به طوری که اهل پژوهش «وحدت معنوی را در سراسر یک شعر شرط اصلی کمال تجربه شعری میدانند.» (شفیعی کدکنی، ۱۳۷۵: ۱۷۱) و در خصوص محورهای عمودی و افقی شعر معتقدند«بیشترین سهم در ارزش یک اثر ادبی از آن محور عمودی و طرح کلی آن اثر است که در ساختمان شعر جنبة اولی و اصلی دارد و اگر تجربة شعری رویایی باشدکه شاعر بدان دست یافته است، محور افقی یعنی جنبة ثانوی خیال او که تصویرهای شعری اوست.»(همان: ۱۷۵)
بنابراین اجزاء شعر در عین پراکندگی، نیازمند نظم، نظام و بالاخره یکپارچگی هدفمندی هستند تا هم پیکرة محکمی تشکیل دهند هم در خدمت بیان هرچه بهتر معنای شعر باشند و اگر جز این باشد«از تخییل و تأثیر و ثبت و القا، که هدف اصلی است، بیبهرگی نصیب میشود.»(اخوان ثالث، ۱۳۷۶: ۲۰۲)
نظر به اهمیت بحث یکپارچگی اجزا شعر چه در نقد شعر چه در سرایش شعر، طرح «یکپارچگی عناصر شعر فارسی» با هشت سنجه ارائه میشود.»
لینک دانلود مقاله یکپارچگی عناصر شعر

سایت شخصی محمد حسن ارجمندی معرفی آثار و فعالیتهای ادبی، هنری و فرهنگی محمد حسن ارجمندی