هنگامی که دشمن به خاک ایران عزیز دست درازی کرد و اهالی موسیقی هر کدام ارادت خود را به آهنگی سرودند و نواختند و ساختند، از عمق جان دوست میداشتم من نیز سهمی در این جریان داشته باشم و با ارمغان شعرم به استقبال آهنگی بروم و عشق خود به کشورم را با نغمهها به بال ترنم بسپارم. تا اینکه در روز یازدهم فروردین در پی بیش از یک ماه مقاومت و خدمت، تصمیم گرفتم هوایی تازه کنم.
یه دنبال گوشة آرامی میگشتم تا هوایی تازه کنم و نفسی بکشم و تنش روزگار سخت جنگ سوم را از دوش خاطر به زمین بگذارم یکی از مقصدهایی که در ذهنم درخشیدن گرفت، شاهرود بود. پایتخت عرفان و دیار بایزید بسطامی و قرار شیخ ابوالحسن خرفانی و زادگاه هنرمند ارجمند استاد سعید اردیانی.
یکی از سعادتها و افتخارهای من در سال ۱۴۰۴ آشنایی به استاد اردیانی بود. در پاییز ۱۴۰۴ افتخار یافتم به همکاری با ایشان و این همکاری به دوستی هنرمندانه و شاعرانهای انجامید از این روی تصمیم گرفتم به شاهرود سفر کنم تا بعد از یک ماه هم جناب اردیانی را زیارت کنم هم شهر زیبای شاهرود را.
با ایشان تماس گرفتم و اقامتگاهی در جوار عارف بزرگ- شیخ ابوالحسن خرقانی- را برای من فراهم آوردند و این اولین بار بود که هم به شاهرود سفر میکردم هم به روستای تاریخی خرقان. از لحظه ورود به شاهرود تا پایان سفر، چنان سایة مهر و ابر مهماننوازی جناب اردیانی بر سر ما سایه گستر بود، که هرچه بگویم کم است. اما اقامتگاه ما در واحدهای میراث فرهنگی متعلق به آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانی بود، جای بسیار زیبا و دیدنی- مُشرف به آرامگاه شیخ ابوالحسن- بود. چشم اندازی زیبا با حال و هوایی معنوی. شب اول اقامت با جناب اردیانی قرار گذاشتیم به زیارت مزار بایزید بسطامی و امامزادة همجواری ایشان برویم. همانجا بود که پرسیدم: آیا شما کاری برای میهن ساختهای؟ و وقتی پاسخ مثبت ایشان را شنیدم آنقدر خوشحال شدم که نپرسیدم شاعر و خوانندهاش کیست. فقط خوشحال بودم که ایشان هم از کاروان تولید اثر ملی میهنی جانمانده است. روز بعد و در دیداری که در خرقان داشتیم شعری را در پیام رسانهای داخلی برای من ارسال کردند تا درباره آن نظر بدهم. تضمینی به غزل معروف مولانا یعنی«ما در ره عشق تو اسیران بلاییم/ کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم» شعر را خواندم اما میتوانست بهتر از این باشد. آقای اردیانی پرسید: نظرت چیست؟ میتوانی اصلاحش کنی؟ این شعر را برای تصنیف انافتحنا در نظر گرفتهام. گفتم: من شیوهای دارم که در بازنویسی اشعار خودم نیز میکوبم و از اول شعر را میسازم. آقای اردیانی گفت: هرکاری لازم است انجام بده فقط عجله کن که باید تا فردا ظهر شعر را به تهیهکننده اثر تحویل و آن را تصویب کنم.
وقتی به اقامتگاهمان رسیدم. دیر وقت بود و ذهنم بعد از گردشگریهای آن روز در شاهرود و مجن مرا به سرودن یاری نمیکرد. صبح زود از خواب برخاستم و در ایوانی که رو به مقبره شیخ ابوالحسن خرقانی بود، نشستم و در هوایی بهاری و بسیار مطبوع شروع به سرودن کردم و بیت اول چنین شد: ما عاشق مام وطن و دین خداییم/ کس نیست چنین عاشق دلداده که ماییم»
از من خواسته بودند واژهها و عبارتهای «امام حسین(ع)، امام علی(ع)، امام زمان(عج)، ایران حرم است، پرچم» در شعر باشد. کمتر از نیم ساعت شعر با ابیاتی که گاه هر دو مصراعش از خودم بود و گاه مصراع اولش از من و مصراع دومش از غزل مولانا بود، سروده شد و همان لحظه برای جناب اردیانی فرستادم و فردای آن روز تایید شد و کار در روز ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ با خوانندگی زیبای آقای فرهاد قلی نژاد ساخته شد. بعد از آن کلیپش در ارتفاعات شاهرود و خیابانهای بسطام ساخته شد و ابتدا در مرکز سمنان و بعد از آن از شبکههای سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.
من چند دفتر شعر را در تهران سرودم و چاپ کردم اما اولین کار جدی من باید در شاهرود سروده میشد و بر تصنیف ارجمند «انافتحنا» مینشست و این، مایه شکرگذاری من از بارگاه پروردگار و مایه افتخار برای همکاری با استاد اردیانی است.


سایت شخصی محمد حسن ارجمندی معرفی آثار و فعالیتهای ادبی، هنری و فرهنگی محمد حسن ارجمندی