مصاحبهکننده: مهرراز شیری
* با سلام، خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید.
-درود، محمدحسن ارجمندی هستم، متولد ۱۳۵۳، شهرری، دانشآموختة دکتری زبان و ادبیات فارسی، مدرس دانشگاه تهران، شاعر و نویسنده ۱۵ کتاب منتشرشده در حوزة شعر و داستان و فیلمنامه.
* شعرآهنگ چیست و چگونه پدید آمد؟
– شعرآهنگ، شیوة نوین وزن شناسی شعر است که اولین بارقههای آن با طراحی نرمافزار وزنشناسی شعر به سال ۱۳۹۶ در ذهنم درخشید و در نهایت موضوع رسالة دکتری زبان و ادبیات فارسی من شد که مهر ۱۴۰۳ با درجة عالی و نمرة ۲۰ از آن دفاع کردم اما در خصوص شکلگیری شیوة شعرآهنگ لازم است از چند استاد یاد کنم که واسطههای خیر رسیدن من به شهر شعرآهنگ شدند. نخست از استاد گرامی خانم دکتر مهیلا حسینی که عروض و وزنشناسی شعر را از ایشان آموختم، بعد از همکلاسی دورة کارشناسی ارشد و دوست عزیزم آقای صدیف کارگر که مرجع پرسشهای من در موضوع وزن شعر بود و بالاخره دوست عزیزم استاد احمد جهانگرد که اعتماد به نفس پرداختن به وزن شعر را در من شکوفا کرد.
* چگونه؟
– استاد جهانگرد، از مدرسان برجسته تمبک و استادان فرهیختهای است که سالها افتخار دوستی و همنشینی با ایشان را دارم، ایشان آن زمان به دانشجویان موسیقی، ریتم و نوازندگی تمبک آموزش میداد. روزی همراه ایشان به کلاس درسشان رفتم و زودتر از ساعت به کلاس رسیدیم و پیش از آمدن دانشجویان، کمی با هم تمبک نواختیم(البته به قول اکبر عبدی در فیلم دلشدگان من در تمبکنوازی به اندازه ایشان نبودم و نیستم) آنجا بود که به من گفتند:«هنرجویان از کیفیت تدریس استاد عروض راضی نیستند، اگر موافقی شما را برای تدریس به دانشکده معرفی کنم؟» من کمی فکر کردم و با اینکه میدانستم برای این کار لازم است بیشتر مطالعه کنم، پذیرفتم. این همان اعتماد به نفسی بود که جناب جهانگرد بذرش را در ذهن من کاشت. اگرچه آن اتفاق نیفتاد اما همین اتفاق کافی بود که به وزن شناسی شعر نگاه دقیقتر و عمیقتری بیاندازم و از آنجایی که همیشه و در تمام دوران تحصیل، علاقه خاصی به خلاصه و آسانتر کردن درسها داشتهام، به دقت نظر به عروض به دشواریهای آزاردهنده و پیچیدگیهای دست و پاگیری برخوردم که میشد حلشان کرد و شیوة سادهتر و قابلفهمتری طراحی کرد، بنابراین در گام اول برخی از وزنهای شعر فارسی را به نت درآوردم و توانستم آنها را با تمبک اجرا کنم بعد تصمیم گرفتم طرحی نو برای وزنشناسی طراحی کنم که ایرانی، ساده و در پیوند با موسیقی، کاربردیتر باشد، پس شعرآهنگ را طراحی کردم و این اتفاق مصادف شد با تحصیل در دورة دکتری که در نهایت موضوع رسالهام شد. البته این رساله دو بخش دارد، بخش اول آن با نام شعرآهنگ، شیوة نوین وزن شناسی شعر را معرفی و بیان میکند و بخش دوم آن با نام شعرآواز، پژوهشی است در تناسب وزن شعر با گوشههای آواز سنتی که جا دارد از رهنمودهای استاد راهنمایم جناب آقای دکتر بیژن ظهیری ناو و استاد مشاورم جناب آقای دکتر بابک خضرائی به نیکی و سپاس یاد کنم.
* آیا شیوه شما اولین شیوة وزنشناسی شعر فارسی است؟
– هم بله، هم خیر. ببینید اگر شیوة عروض را بر اساس اصطلاحات آن، شیوهای به زبان عربی بدانیم، شیوه شعرآهنگ اولین شیوه وزن شناسی به زبان فارسی است اما اگر معیارمان خاستگاه و زیستگاه ابداعکننده این شیوهها باشد، من بعد از جناب «خلیل ابن احمد فراهیدی» – مبدع شیوه عروض- دومین ایرانی هستم که شیوهای برای وزن شناسی شعر پیشنهاد دادهام.
* ما همیشه خاستگاه و زبان عروض را بصره و زبان عربی میدانستیم.
– درست است جناب «خلیل ابن احمد فراهیدی» – مبدع شیوه عروض- در بصره زندگی میکرد و زادگاهش یمن بود اما او از پدرانی ایرانی در استان فارس امروزی در وجود آمده بود و اجدادش مستشاران نظامی پادشاه ایران در یمن بودند. در واقع فراهیدیهای یمن، ایرانیالاصل بودند و زبانشان فارسی بود. او بعدها به شهر بصره مهاجرت میکند و بر کرسی استادی زبان و ادبیات عربی تکیه میزند و با آشنایی با پیشینة قدرتمند موسیقی در ایران، کتابی در باب موسیقی مینویسد و بعد شیوةنامه وزن شناسی شعر را ابداع میکند که هنوز و بعد از ۱۲ قرن – علیرغم دشواریها و کاستیهایش- همچنان تنها و بهترین شیوه وزنشناسی شعر فارسی و عربی است.
* یعنی از قرن دوم هجری تا امروز هیچ شیوه جایگزینی برای عروض پیشنهاد نشده است؟
– خیر. آنچه امروز از وزن شناسی شعر در اختیار ماست، نظر شما را تایید میکند در واقع استادان وزن شناسی شعر که پس از خلیل ابن احمد آمدند- که بیشترشان ایرانی هم بودند- به تکمیل و تکامل کار خلیل ابن احمد پرداختند و خود نتوانستند شیوه جایگزینی در وزن شناسی ارائه کنند. برای همین به دشواریهای عروض افزودند تا روزگار ما.
* و شما احساس نیاز کردید که میتوان شیوه جدیدی برای وزن شناسی پیشنهاد کرد
– وزن شناسی شعر از آنجایی که پیوند دیرینه و ناگسستنی با موسیقی دارد، بسیار جذاب است اما دشواریها شیوة عروض(در عین کارآمدی) باعث رویگردانی بسیاری از اهالی ادبیات و موسیقی از پرداختن به این موضوع شیرین شده است. من دورهای درخصوص پایاننامهها و رسالههای گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران از اولین دوره تحصیلات تکمیلی تا امروز پژوهش میکردم و متوجه شدم در میان حدود ۳ هزار رساله و پایاننامه فقط ۳ پایاننامه به وزن شعر و عروض پرداخته بودند. از سوی دیگر شما نمیتوانید مقالهای با موضوع عروض بنویسید یا پژوهشی درباره وزن شعر فارسی انجام دهید و آن را در نشریات خارجی منتشر کنید یا در همایشهای بینالمللی ارائه کنید. شما چگونه میتوانید «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن» را برای مخاطب انگلیسیزبان خود توضیح دهید. در همان گام نخست بازمیمانید. بنابراین ما شیوهای نیاز داریم که مهمتر از همه فارسی و ایرانی باشد تا پاسخی بر این پرسش پرتکرار باشد که «چرا ادبیات فارسی با این پیشینه و قوت، شیوة وزنشناسی فارسی و ایرانی مستقل ندارد؟» هم ساده و آسان باشد تا مردم- به خصوص اهالی ادبیات و موسیقی- را با وزن شناسی شعر آشتی دهد و هم ترجمهپذیر باشد.
* و همة این موارد در شیوة شما موجود است؟
– بله به لطف خدا.
* شما چگونه اوزان عروضی را ترجمهپذیر کردید؟ مگر میشود«مفاعیلن مفاعیلن فعولن»(وزن دوبیتی) را به زبانی دیگر ترجمه کرد در حالی که ما هنوز نتوانستیم این وزنها را به فارسی ترجمه کنیم؟
– نیاز نیست شما صورت عربی افاعیل عروضی را ترجمه کنید. شما زبان مشترکی در جهان دارید که وقتی وزنها را به آن ترجمه کنید، همة مردم- با مختصر اطلاعاتی در خصوص موسیقی- آن را خواهند فهمید. زبان موسیقی زبان مشترک همة مردم دنیا است و مهمتر از آن زبان اعداد است که برای همه آشناست. ما برای این منظور وزنهای شعر فارسی را به نت درآوردیم و آن را تبدیل به موسیقی(از نوع ریتم) کردیم. ما در شعرآهنگ ۵۲۵ وزن شعر فارسی را نتنگاری کردیم و ریتم تمام وزنها را به نُت نوشتیم و آنها را نواختیم. از سوی دیگر ما این وزنها را به زبان اعداد ترجمه کردیم. عدد هم زبان مشترک همة مردم جهان است. شاید موسیقی را فقط اهل آن درک کنند اما عدد را همه مردم جهان در هر سن و سوادی درمییابند.
* پس آیا میتوان شیوة شما را برای وزن شناسی اشعار سایر زبانها استفاده کرد؟
– بله، هرجایی که شما هجا داشته باشید، ریتم دارید. فرقی نمیکند به چه زبانی باشد. شما با درک هجا یا سیلاب میتوانید موسیقی پنهان در هر کلمه یا هر جمله را استخراج کنید. صحبتهای من و شما هم ریتم دارد چون هجا دارد. برای مثال «سلام» از هجای کوتاه «سَ » و هجای بلند«لام» تشکیل شده است. شما اگر به جای هجای کوتاه، عدد یک و به جای هجای بلند عدد ۲ را قرار دهید، وزن سلام از راست به چپ میشود:«۱-۲» حالا اگر به جای هجای کوتاه نت دولاچنگ و به جای هجای بلند نت چنگ بگذاریم از چپ به راست این نت را خواهیم داشت:« » حالا اگر همین قاعده را برای کلمه Hello به کار ببریم و سیلابهای آن را تعیین کنیم ما یک هجای کوتاه«He» یا «هـِ » داریم و یک هجای بلند«Lo» یا «لـو» حالا اگر به عدد بنویسیم میشود: «۱و۲» و اگر به نت بنویسیم میشود:«» حالا اگر شما هر کلمه دیگر از هر زبان دیگر را با شناخت هجاهای ادای آن در این تبدیلکننده بریزید ریتم آن را درخواهیم یافت.
* آیا بر وزن شناسی اشعار غیرفارسی هم کار کردهاید؟
– این موضوع پژوهش پسادکتری من است که به راهنمایی استاد دکتر محمود فضیلت(استاد و مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران) به انجمن علم ایران پیشنهاد دادهایم که به امید خدا پس از تصویب آن را پژوهش خواهیم کرد و امیدوارم بتوانیم این شیوه را به ثبت کارائی جهانی برسانیم. من چشم انداز روشنی و امیدبخشی برای آیندة این طرح دارم.البته این طرح بخش دومی هم دارد که طراحی و ساخت نرمافزار کاربردی شعرآهنگ است.
* منظورتان اپلیکیشن تلفنهمراه است؟
– بله مقدمات طراحی این اپلیکیشن با هوش مصنوعی با همکاری دوست عزیزم آقای دکتر محمد رنحبرپور انجام شده است .
* کارایی این نرم افزار چیست؟
– ما تمام دادههای بخش پژوهشی شعرآهنگ را به هوش مصنوعی که دکتر رنجبرپور برنامهنویسی آن را برعهده دارند، دادهایم و مخاطب هر متن -اعم از شعر یا نثر- را برای اپلیکیشن بخواند، اپلیکیشن علاوه بر تبدیل کلام او به موسیقی(ریتم)، وزن آن را تعیین و معادل عروضی آن را مشخص میکند. ضمن اینکه امکان بررسی از وزنافتادگی شعر را هم دارد و به شما میگوید که مشکل ناموزونی مصراع از کاستی یا جابجایی چه هجایی ناشی شده است. البته قابلیتهای دیگری هم دارد که در آینده به آن خواهیم افزود. این فعلا نسخة اولیه نرمافزار است.
* شما در جایی در خصوص سرعت و سهولت یادگیری شعرآهنگ گفتهاید این شیوه را در یک جلسه میتوان فراگرفت.
– بله، این شیوه چنان ساده است که اگر آن را در جلسهای یکساعته به کسی که از وزنشناسی شعر هیچ نمیداند، آموزش دهیم، او در پایان جلسه میتواند وزن هر شعری را بسنجید و تعیین کند، اتفاقی که در آموزش شیوة عروض بیشتر به افسانه میماند. ما در این شیوه دیگر با دشواریهای شناخت بحرها و زحافات وزن مواجه نیستیم. در واقع ما در این شیوه، روش دیگری برای طبقهبندی وزنها پیشنهاد دادهایم که منطقیتر است.
* مبنای طبقهبندی وزنها در شعرآهنگ چیست؟
– زمان. در گذشته مبنای اشتباهی برای طبقهبندی وزنها وجود داشت مانند اینکه شما به پارچهفروشی بروید و یک قواره پیراهن را کیلویی بخرید. در شعرآهنگ مبنای گروهبندی «زمان» است که ما در اصطلاح به آن «کشش وزنی» میگوییم یعنی «مدت زمان خواندن مصراع» که این مقدار در خصوص شعرهایی که در هر مصراع تعداد هجاهای برابر دارند، یکسان است پس در یک گروه جای میگیرند. وزن دوبیتی و وزن مثنوی در عروض در دو بحر هزج و رمل یا به عبارت دیگر در دو گروه مختلف طبقهبندی شدهاند در حالی که هر دو، از ۸ هجای بلند و ۳ هجای کوتاه تشکیل شدهاند و تفاوتشان در جایگاه هجاهاست که در کشش وزنی این دو وزن در شعرآهنگ از فرمول
«کشش وزنی= تعداد هجاهای کوتاه+( ۲× تعدادهجاهای بلند)» به دست میآید و چون کشش وزنی هر دو وزن برابر با ۱۹ است، این دو وزن در یک گروه جای میگیرند. بر این اساس ما در شیوة شعرآهنگ ۵۲۵ استخراج کردهایم که در ۲۹ گروه جای گرفتهاند.
* نام هر وزن را چگونه تعیین کردهاید؟ برای مثال نام وزن دوبیتی در شیوه شما چیست؟
نام هر وزن به صورت کد عددی است که سه بخش دارد عدد اول، بیانگر کشش وزنی و نام گروهی است که وزن به آن تعلق دارد که در خصوص وزن دوبیتی، ۱۹ است. عدد دوم بیانگر تعداد هجاهای بلند آن وزن و عدد سوم تعداد هجاهای کوتاه است در نتیجه نام وزن دوبیتی در شعرآهنگ میشود: ۱۹٫۸٫۳، البته این نام صورت «دویکی» این وزن است. اجازه بفرمایید پیش از ادامه توضیح دهم که شعرآهنگ به سه زیرشاخة «دویکی»، «دَمی» و «موسیقایی» تقسیم میشود که شاخة دویکی را توضیح دادم. زیر شاخة دوم یعنی «دَمی» دو منظوره است هم برای صداکردن وزنها کاربرد دارد هم شیوة جایگزین شیوة ایقاعی است که اهالی موسیقی برای پیوند شعر و موسیقی به کار میبردهاند. در این شیوه به جای هر هجای بلند از «دَم» و به جای هر هجای کوتاه از «دَ» استفاده میکنیم بنابراین وزن دوبیتی یعنی «مفاعیلن مفاعیلن فعولن» در شیوة دَمی میشود:«دَ دم دم دم، دَ دم دم دم، دَ دم دم» و بالاخره شیوه موسیقایی که ما وزنهای شعر فارسی را به صورت نُت سازهای کوبهای درآوردهایم که این نتها را میتوان با سازهایی چون تمبک و دف اجرا کرد.
* مزیت شیوة دَمی چیست؟
– این شیوه هم صدا کردن وزنها را آسان میکند چون شما دیگر نیاز ندارید افعاعیلی همچون مفاعیلن، فعلاتن، مستفعلن و موارد دیگر را حفظ کنید و به کار ببرید، هم برای تعیین وزن اشعار مناسب و متناسب با موسیقی، بسیار کاربردی است. مجال توضیح زیاد این بخش نیست و من بسنده میکنم به این توضیح که در گذشته از روش اتانین یا شیوة ایقاعی برای تعیین وزن شعر متناسب با موسیقی استفاده میشد که روشی دشوار و دیریاب بود اما با شیوه دمی شما فقط با دو عبارت «دَ» و «دم» روبرو هستید که با شنیدن آهنگ میتوانید معادل وزن شعری را که میتوان بر آن آهنگ گذاشت، استخراج کنید و بعد بر اساس آن، شعرش را بسرایید. برای مثال من این کار را برای آهنگ تیتراژ سریال «مثل آباد» ساختة استاد محمدرضا علیقلی انجام دادم و متوجه شدم بر این آهنگ میتوان شعری با وزن «د دم دم دم، د دم دم دم، د دم دم دم، دم» یا «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن فع» سرود. این کار را کردم و دو بیت سرودم و با موسیقی تیتراژ مثلآباد خواندم و آمیختم(میکس کردم) و دقیقاً قالب آهنگ شد.
* پس شما در رساله خود دو شیوة جایگزین پیشنهاد دادید؟
– بله شیوة شعرآهنگ را به جایگزینی شیوة عروضی و شیوة دَمی را به جایگزینی شیوة ایقاعی.
* چه کار ارزشمندی!
– تشکر میکنم
* اما بپردازیم به بخش دوم رساله شما یعنی شعرآواز؟
– این پژوهش را با این فرضیه آغاز کردیم که «تناسبی میان وزن شعر با گوشههای آواز سنتی ایران وجود دارد. برای این منظور آلبومهای آموزش آواز پنج استاد برجسته آواز ایران یعنی استادان عبدالله دوامی، اسماعیل مهرتاش، محمدرضا شجریان، محمود کریمی و نورالدین رضوی سروستانی را در قالب ۶۶۹ تراک جمعآوری کردم و وزن شعری را که این استادان در آموزش هر گوشه به کار برده بودند، تعیین کردم. سپس وزنهای عروضی را به الگوی شعرآهنگ و شیوة دویکی ترجمه کردم. چون معتقدم اگر گوشههای آواز سنتی را قامت انسان و وزن شعری که بر آن خوانده میشود، پیراهن بپنداریم، اندازه این پیراهن با آن قامت باید متناسب باشد مثل سایزهای پیراهن مردانه که از سایز کوچک(Small) تا سایز خیلی بزرگ(۳Xlarge) وجود دارد. اگر اندازة وزن شعر با قامت گوشة آوازی تناسب نداشته باشد در اصطلاح باید آن را «بخورانیم» که این کار، سنجیده و هنرمندانه نیست. در نهایت فرضیه ما در این پژوهش به اثبات رسید که گوشههای ریتمیک آواز سنتی صرفاً در وزنهای شعری خاص خود باید خوانده شوند و گوشههای مدال در وزنهای ۱۵ تا ۱۷ هجایی خواندنی هستند. نتایج این پژوهش همراه با جدول گوشهها و وزنهای شعر متناسب در آینده نزدیک در کتاب «شعرآواز» منتشر خواهد شد.
* انگیزة شما برای انجام دادن پژوهش شعرآواز چه بود؟
– ما همیشه از استادان آواز شنیدهایم که انتخاب شعر یکی از مراحل زمانبر در کار آنهاست در واقع این زمان طولانی صرف پیدا کردن شعری در دیوانهای شعر میشد درست مانند اینکه کسی شماره پای خود را نداند و به کفشفروشی رود و همة کفشها را پابزند تا ببیند کدام اندازة پای اوست. با یافتههای این پژوهش، کار برای آوازخوان بسیار آسان است چون در جدول یافتههای شعرآواز، دستگاه و گوشههایی را که میخواهد در برنامة آوازی خود بگنجاند، انتخاب میکند و وزن شعر مناسب برای آن گوشهها را درمییابد و فقط به سراغ شعری میرود که در آن وزن باشد و یک نکتة کنکوری عرض کنم، به غیر از گوشههای ریتمیک دستگاهها، تمام گوشههای آواز سنتی ما در وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن» خوانده میشود. من مقالهای علمی در خصوص این وزن نوشتم و بیان کردم که این وزن پرکاربردترین وزن شعر فارسی و مناسبترین وزن برای آواز سنتی ایرانی است ضمن اینکه پرکاربردترین وزن شعر در دیوان غزل حافظ، سعدی و مولانا است. در خصوص گوشههای ریتمیک هم در شعرآواز وزن شعری که مناسب این گوشههاست آوردهایم برای مثال برای گوشة کرشمه فقط باید به دنبال شعری با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن» بود یا برای گوشة چهارباغ صرفا باید شعری با وزن «متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن» را جستجو کرد. مثل این بیت:« به حریم خلوت خود شبی، چه شود نهفته بخوانیام / به کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانیام»
* در واقع شما امری ذوقی و تجربی را به امری علمی بدل ساختید و برای آن قاعده تعریف کردید.
– بله، همین طور است. در واقع قاعدة پنهانیای وجود داشته و اکنون از پس پرده برون آمده و نمایان شده است. بسیاری از امور هنری، ابتدا از ذوق و تجربه هنرمند فرمان میگیرد و چنین پژوهشهای علمی، چیستی آن را کشف کرده و آن را به قاعده بدل میسازد و این کار همیشه که منطق پنهان آن را آشکار و البته راه را هموارتر و کوتاهتر میکند. شعرآواز هم کار را برای هنرجویان آواز و موسیقی ما خیلی آسان و کوتاه کرده و چشمانداز من آن است که این پژوهش در پایان دورههای آواز و آهنگسازی به صورت واحد درسی به هنرجویان تدریس شود.
* چشماندازتان برای شعرآهنگ چیست؟
– معرفی شیوة شعرآهنگ در مجامع علمی و دانشگاهها، تا در آینده به جای عروض در مدارس و دانشگاهها تدریس شود. با احترام و درودی که نثار جناب خلیل ابن احمد میفرستم و ارادتی که به مدرسان عروض دارم اما زمان آن رسیده است که این شیوه که ۱۲ قرن بار وزنشناسی شعر فارسی را یک تنه به دوش کشیده است، با شیوهای آسان، ایرانی، ترجمهپذیر عوض کنیم. ناگفته نماند شیوة شعرآهنگ در مسیر توسعه و بهبود است و من هرگز درهای نوجویی را به بهینه و روزآمد شدن آن نبستهام.
* موضوعی ناگفته دیگری مانده است که بخواهید بیان کنید.
– اول از شما و همکاران گرامیتان تشکر میکنم و لازم است چند اصطلاح که گمان میکنم برای اولین بار است در ادبیات فارسی و وزن شناسی شعر به آن اشاره و توجه شده است. اول اصطلاح «هم نشینی هجاها» است که من در مقالهای به آن پرداختهام و در خصوص تاثیر احساسی چینش هجاهای بلند و کوتاه و فراوانی آن در یک وزن شعر سخن گفتهام. دوم معرفی سنجهای به نام «نسبت همنشینی هجاها» است که این نسبت از تقسیم تعداد هجاهای بلند بر تعداد هجاهای کوتاه به دست میآید که در اوزان شعر فارسی این نسبت در دامنة دو دهم تا شش متغییر است که هرچه به شش نزدیک میشود، شعر سنگینتر و هرچه به دودهم نزدیک میشود شعر طربناکتر میشود و سومین موضوع، طرح مقولة جدیدی با عنوان«وزن در خدمت معنا» است که مشخص میکند باید تناسبی میان مفهوم و پیام شعر با وزنی که برای آن تعیین میکنید، وجود داشته باشد به عبارت دیگر هر محتوایی را در ظرف هر وزن شعر نمیتوان ریخت. به عنوان نمونه وقتی شما قصد دارید سوگنامهای بسرایید بهتر است از وزنهایی که تعداد هجاهای بلند بیشتری دارند استفاده کنید و هنگامی که میخواهید سخنی شاد و طربناک بگویید از وزنهایی که تعداد هجاهای بلند و کوتاه به هم نزدیکند استفاده کنید برای مثال وزن «مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن» که ۷ هجای بلند در کنار ۸ هجای کوتاه دارد برای این منظور وزن مناسبی است و نوعی طربناکی به شعر میدهد همان که در اشعار غزلیات مولوی(دیوان شمس) زیاد دیده میشود مثل این بیت« مرده بُدم زنده شدم گریه بُدم خنده شدم/ دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم»
در پایان لازم است از اولین مشوق و همراهم در این مسیر، از همسر عزیزم خانم فاطمه مرادی و بعد از استادان محسن نفر، مرحوم باقر خلیلی، احمد جهانگرد و علیرضا وکیلیمنش تشکر کنم.
سایت شخصی محمد حسن ارجمندی معرفی آثار و فعالیتهای ادبی، هنری و فرهنگی محمد حسن ارجمندی