ترنّم دانایی
یا رسول اللّه !
ای آخرین پیامبر! ای سلسله دار سلسله داران نور!
ای ترنّم دانایی در فضای ساکت جهل! و ای باغبان بوستان امامت!
روزی که تو در فضای غبارآلود جزیره العرب طلوع کردی ، شب، عالمگیر شده بود و از نسیم دانایی خبری نبود. تو طلوع کردی تا چشمها دیگر با ر نور را تجربه کنند و غبارها، به نسیم حضور تو از بلور دلها زدوده شوند .
ای آخرین فرستاده! چه شبها که به گاه نیایش ، پروردگار را به مبعوث کردن تو سپاس گفتم . به راستی اگر مذاق من سعادت چشیدن زلال ایمان را یافته ازبهار ظهور تو و از برانگیخته شدن آفتاب حضور تو بوده است .
ای خورشید منیر !
من یقین دارم که مرگ و شهادت ، تو فرزندانت را به مغر ب فراموشی نمی سپارد زیرا شما ستارگان بیغروب همیشه عالم اید.
—————————————————–
آمدن خاتم
دریا طوفانی و ساحل ، بی نشا ن بود. شب ، فراگیر و خورشید، در پس کوهها، نهان شده بود .
امروز، مثل دیروز بود و فردا، سیاهتر از هر دو روز .
آسمان دلها ابری بود و از باران خبری نبود . صاعقه ای نبود تا رنگ خاکستری آسمان را به آبی بدل سازد. تا آنکه خورشیدی بر آسمان پدیدار شد . ناخدایی برای نجات کشتی طوفان زده ،صاعقهای برای بارش و بهانهای برای باران .
و آ ن خورشید، آن ناخدا، آن صاعقۀ «خوشنوا»، و آن بهانۀ پر بها تو بودی .آخرین نگارندۀ دفتر زرّین نبوّ ت، آخرین فرستادۀ حضرت نور و هدایت .
ای آخرین پیامبر! ای محمّدبن عبداللّه !
اکنون این منم ، این شیفتۀ مشتاق ، این به عاشقی ، شهرۀ آفاق .
این منم که آمدهام عندلیبانه ، غزل حُسن تو را بسرایم و گل وجود تو را در قلب، «آواز ثناگو» باشم . پس آواز ارادتم را پذیرا باش .
سایت شخصی محمد حسن ارجمندی معرفی آثار و فعالیتهای ادبی، هنری و فرهنگی محمد حسن ارجمندی