۱۸٫داخلی –روز- اطاق حسام حسام به طرف میزش میرود وفرید روی مبل مقابل میز مینشیند.فرید منتظر است که حسام کارش را بگوید. حسام تو معلومه چه مرگته؟ پیپ و توتونش را برمیدارد .کیف سامسونت ِ چرمی قهوهای رنگ حسام (که آن را در بانک ،جاخواهد گذاشت) روی میز است . …
بیشتر بخوانید »
سایت شخصی محمد حسن ارجمندی معرفی آثار و فعالیتهای ادبی، هنری و فرهنگی محمد حسن ارجمندی