فیلم نامه “باور” یکی از فیلم نامه های اقتباسی محمد حسن ارجمندی است که از داستان کوتاهی با همین مضمون نوشته شده است.
فیلمنامه کوتاه باور
نویسنده اقتباسی: محمد حسن ارجمندی
- داخلی – روز- کلاس دانشگاه
دانشجویان زیادی در کلاس ریاضی نشستهاند و استاد در حال نوشتن دو مسئله روی تخته است. کلاس بزرگ است و تخته از دور دیده میشود و مسئله به درستی دیده نمیشود. در همین زمان یکی از دانشجویان به نام حمید را میبینیم که در حال چرت زدن است و چشمهایش بسته است و گاه سرش به طرفی میرود و به خود میآید و باز به خواب میرود.دانشجویان متوجه درس استادند و هیچ کس متوجه او نیست. استاد با نوشتن مسئله دوم اندکی رو به دانشجویان دربارة دو مسئله صحبت میکند و همة دانشجویان با تعجب به مسئله نگاه میکنند و هیچ کس آنها را یادداشت نمیکند. در همین زمان با پایان یافتن کلاس و برخاستن دانشجویان حمید از خواب میپرد. اندکی گیج است. به خود که میآید به تخته نگاه میکند و اول مسئلههایی را که استاد پای تخته نوشته است تار میبیند. چشمش را باز و بسته میکند تا دقیقتر ببیند. سپس با سرعت دو مسئله را روی کاغذ
مینویسد.
- داخلی- روز – کتابخانة دانشگاه
حمید هر دو مسئله را روی کاغذ نوشته است و با دقت به آنها نگاه میکند و از سخت و غیرقابل حل بودن آن خسته و کلافه شده است.
- داخلی- روز- کلاس دانشگاه
استاد وارد کلاس میشود و دانشجویان مقابل پای او میایستند.استاد پای تخته میرود و گچ یا ماژیک برمیدارد تا درس را شروع کند.حمید دستش را بلند میکند.
حمید: ببخشید استاد مسئلههای جلسه پیشو حل نمیکنید.
استاد : کدوم مسئلهها؟ ما مسئلهای برای حل کردن ندادیم.
حمید : چرا استاد، اون دوتا مسئلهای که آخر کلاس روی تخته نوشتید.
استاد(با تعجب): خب؟!
حمید : خیلی سخت بود ولی یکیشو حل کردم
همه دانشجویان با تعجب به او نگاه میکنند . استاد هم با تعجب او را مورد خطاب قرار میدهد.
استاد: چی کار کردی؟
حمید که بار نگاه دیگران آزارش میدهد و گمان میکند که هر دو را باید حل میکرده است و همه از نابلدی او تعجب کردهاند.
حمید : هر کاری کردم دومی حل نشد.
استاد : اون دو تا مسئله جزء مسائل غیرقابل حل ریاضیاند.
حمید سرش را پایین میاندازد. خودش هم تعجب کرده است و همه با تحسین او را نگاه میکنند.
سایت شخصی محمد حسن ارجمندی معرفی آثار و فعالیتهای ادبی، هنری و فرهنگی محمد حسن ارجمندی