مصاحبه روزنامه جام جم با دکتر محمدحسن ارجمندی درباره پژوهش بینالمللی موسیقی کلام
روزنامه جام جم در تاریخ 29 مرداد 1405 مصاحبهای را به سردبیری آقای غلامی در روزنامه جام جم و جام جم آنلاین منتشر کرد که در ادامه این مصاحبه تقدیم…
موسیقیِ کلام بر این حقیقت استوار است که : «کلام، همان موسیقی است.»
همانطور که یک قطعة موسیقی از چند میزان و هر میزان از چند نت تشکیل شده، جملات نیز از چند کلمه و هر کلمه از چند هجا تشکیل شده است و آهنگینترین کلام در بیشتر زبانها، «شعر» است. در واقع شعر مانند قطعهای از موسیقی است که مصراعهای آن همانند میزانهای قطعه موسیقی، از ضرباهنگ یکسانی برخوردارند و همانطور که هر میزان از نتهایی تشکیل شده است که وزن مشخصی را القا میکنند، هر مصراع از هجاهایی تشکیل شده که وزن مشخصی را به گوش شنونده میرسانند.
شعرآهنگ شیوهای است که برای هجاها ارزش موسیقایی قائل و معتقد است کلام مانند قطعهای موسیقی است که هجاها، نتهای آن را تشکیل دادهاند و دهان هر گوینده مانند سازی است که با گفتن، آهنگ نهفته در کلمات را آشکار میکنند و به گوش شنونده میرسانند. حال اگر این نتها بر اساس نظمی خاص به صدا درآیند، گوش شنونده، موسیقی کلام را بهتر و روشنتر درک میکند و از آن لذت میبرد چون دارد قطعهای ریتمیک را میشنود. گفتنی است موسیقی از ملودی و ریتم تشکیل شده است و منظور از موسیقی در شعرآهنگ، بخش ریتمیک موسیقی است. در خاطره بشر، ریتم در موسیقی، قدمتی به مراتب بیشتر از ملودی دارد و در آشنایی ذاتی انسانها با ریتم همین بس که همة انسانها از آنجا که بدون استثنا دورهای را در رحم مادر گذرانده و حس شنوایی جنین از 24 هفتگی فعال میشود، طی سه ماه شنوندة اجرا ضربان قلب مادر – به مثابه ریتمی موسیقایی- است. از این رو نوزادان با سابقة آشنایی با ضرباهنگ به دنیا میآیند و به همین سبب ریتم را در موسیقیهایی که در نوزادی برایشان پخش میکنیم، تشخیص میدهند.
چرا موسیقی کلام؟
این پژوهش را در دو جمله میتوان خلاصه کرد:
«شعرآهنگ، روشی برای بازنماییِ ساختار زمانیِ زبان است.»
و
«شعرآهنگ میکوشد میان زبانهای مختلف، ترجمهپذیری آهنگین ایجاد کند.»
به عبارت دیگر فارغ از اینکه زبان، کمیتمحور، تکیهمحور، مورامحور یا تنمحور باشد، آنچه در تمام زبانهای مشترک است سه عامل زیر است: 1) زمان، 2) شمار، 3) کشش.
1) زمان: منظور از زمان آن است که همانطور که شبکههای اجتماعی یا سایتها در بستر اینترنت اجرا میشوند، زبان نیز در بستر زمان اجرا و فهم میشود یعنی از زمانی که فرد، دهان به سخن گفتن یا شعر خواندن باز میکند، زمانسنج به کار میافتد و گذر زمان، زبان را زنده میکند و حیات میبخشد از این روی شباهت تام و تمامی با موسیقی دارد که موسیقی بر بستر زمان، اجرا، زنده و شنیده میشود. از دیدگاه وزنشناسی، هر سخن موزونی(شعر) در زمان خاصی اجرا میشود. یعنی خواندن یک مصراع یا یک بند از شعر، زمان مشخصی طول میکشد و در این زمان است که هجاهای بلند و کوتاه یا هجاهای تکیهدار و بدون تکیه یا هجاهای تندار، پشت هم چیده میشوند و به گوش میرسند. برای مثال خواندن مصراع 15 هجایی«در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد» که سه ثانیه و 83 صدم ثانیه طول میکشد اما خواندن مصراع 11 هجایی «بشنو این نی چون حکایت میکند»، دو ثانیه و 62 صدم ثانیه طول میکشد. بنابراین طول زمان خواندن شدن مصراع یا بندی از شعر میتواند معیار دقیقی برای طبقهبندی گروههای وزنی شعر قلمداد شود.
2) شمار: منظور از شمار، شمردنی بودن تعداد هجاها در هر مصراع یا بند است. باز هم فارغ از این که شعر به چه زبانی باشد یا سیستمهای تکیهمحور یا کمیتمحور، مورامحور یا تنمحور در آن جاری باشد، تعداد مشخصی هجا در هر مصراع یا بند شعر، شمردنی است. برای مثال در مصراع «در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد» 15 هجا؛ و در مصراع «بشنو از نی چون حکایت میکند»، 11 هجا شمرده میشود.
3) کشش: منظور از کشش، مدت زمانی است که ادای یک هجای کوتاه یا بلند(در سیستم کمیت محور) یا یک هجای تکیهدار و بدون تکیه(در سیستم تکیهمحور) یا یک هجای تندار و بدون تن(در سیستم تنمحور) یا تعداد مورا (در سیستم مورامحور) طول میکشد. در نرمافزارهای صوتی میتوان این مدت را بر حسب میلیثانیه تشخیص داد و تعیین کرد. بنابراین مهم نیست هجا در چه طبقهبندی بگنجد در هرحال ادای آن زمان میبرد و این زمان، بیانگر کشش وزنی آن هجاست و موسیقی کلام در پی رسیدن به این مرز مشترک است. به عبارت دیگر همه شیوهای وزن شناسی را کنار بگذاریم و به یک بیان مشترک و شیوه مشترک برسیم که آن هم سنجش بر اساس زمان است. بر این اساس باید به توافقی برسیم که اگر طول زمان ادای یک هجا به طور مثال بین 150 تا 200 میلی ثانیه بود آن را یک نت چنگ در نظر بگیریم و اگر طول زمان ادای یک هجا به طور مثال بین 80 تا 140 میلی ثانیه بود، آن را یک نت دولاچنگ در نظر بگیریم. اینجاست که زبان مشترک شناسایی آهنگ تمام شعرها، شناسایی نقشة چینش نتهای چنگ و دولاچنگ خواهد بود و از چیدن این دو نوع نت در کنار هم، ریتم در وجود میآید و درمییابیم که ریتم هر وزن چگونه است.
پیش از ادامه لازم است گونههای نظام وزنی در اشعار زبانهای مختلف جهان را مرور کنیم.
گونههای نظام وزنی در زبانهای مختلف جهان:
۱. وزن تکیهمحور (Stress‑based / Stress‑timed Meter)
الگوهای وزنی بر اساس توالی و نظم تکیهها(Strong/Weak) ساخته میشوند و شمار هجا نقش ثانویه دارد.این نوع وزن در زبانهای انگلیسی، آلمانی، روسی، هلندی، سوئدی و نروژی وجود دارد.
(Attridge, 2006, pp. 5–9)&(Hayes, 1995, pp. 85–92)&(Fabb & Halle, 2008, pp. 15–18)
۲. وزن هجامحور (Syllable‑based / Syllable‑timed Meter)
در این نظام، تکیه نقشی ساختاری ندارد و شمارش هجاها مبنای اصلی سازمان وزنی است. این نوع وزن در زبانهای فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی، پرتغالی، یونانی نو وجود دارد.
(Dauer, 1983, pp. 53–56)&(Nespor & Vogel, 1986, pp. 131–135)
۳. وزن کمّیتمحور (Quantity‑based / Quantitative Meter)
کمیت هجاها(کوتاهی و بلندی) عامل اصلی شکلگیری وزن است و تفاوت زمانی هجاها تعیینکننده الگوهای وزنی است. این نوع وزن در زبانهای یونانی باستان، لاتین، سانسکریت، عربی و فارسی وجود دارد.
(Kiparsky, 1977, pp. 190–194)&(Fabb, 1997, pp. 45–48)&(Hayes, 1995, pp. 29–34)
۴. وزن مورامحور (Mora‑based Meter)
در این نظام، واحد بنیادین وزن «مورا» است و زمان آوایی هر مورا تقریباً برابر درک میشود؛ شمارش موراها مبنای ساخت وزن است. این نوع وزن در زبانهای ژاپنی، فنلاندی (در برخی ریختها)، برخی زبانهای بانتو وجود دارد.
(Beckman,1986, pp. 33–37)&(Vance,2008, pp. 78–83)&(Ladefoged & Johnson,2015, pp. 112–114)
۵. وزن لحنمحور/ تُنمحور (Tone‑based / Tonal Meter)
در این نوع وزن، تفاوتهای آهنگ و ارتفاع واجی(tone) در سازماندهی الگوهای وزنی نقش ساختاری دارند. این نوع وزن در زبانهای چینی ماندارین(در شعر کلاسیک)، کانتونی، ویتنامی، یوروبا وجود دارد.
(Yip, 2002, pp. 141–145)&(Zhang, 2021, pp. 201–205)
۶. وزن هجایی–تکیهای (Syllabo‑stress Meter)
در این نظام ترکیبی، هم تعداد هجاها و هم آرایش تکیهها در ساخت وزن مؤثرند. این نوع وزن در زبانهای لهستانی، چکی، اسلوواک، صربی–کرواتی و برخی گونههای اسلاوی شرقی وجود دارد.
(Lotz, 1960, pp. 135–139)&(Gasparov, 1996, pp. 96–100)
۷. وزن هجایی–کمّی (Syllabo‑quantitative Meter)
وزنی ترکیبی که هم شمارش هجا و هم کمیت آوایی(طول هجا) را در نظام وزنی دخالت میدهد. این نوع وزن در زبانهای فارسی، ترکی کلاسیک و اردو کلاسیک وجود دارد.
(Elwell‑Sutton, 1976, pp. 17–21)&(Lazard, 1975, pp. 201–205)
پژوهش «موسیقی کلام»- با این فرضیه که «شیوة شعرآهنگ قابلیت سنجش وزن شعر در زبانهایی غیر از زبان فارسی را دارد»- به بررسی ساختار وزنی 14 زبان خارجی میپردازد و در گام بعد وزن شعر در این زبانها را بر اساس شیوة شعرآهنگ میسنجد، اگر ثابت شود شعرآهنگ میتواند وزن شعر این زبانها را سنجیده، گروهبندی و نامگذاری کند، مشخص میشود شعرآهنگ، شیوهای جامع برای وزن شناسی شعر در زبانهای مختلف(و در بررسی دقیقتر، در تمام زبانها) است. در این پژوهش با طبقهبندی اصلاح شدهای نسبت به هفت گونه نظام وزنی در ادبیات جهان که در بالا آمد، به بررسی وزن شعر در زبانهای ژاپنی، چینی، سانسکریت، هندی، اردو، ترکی، انگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی، ایتالیایی، یونانی، لاتین، آلمانی و روسی بر اساس شیوة شعرآهنگ پرداختهایم.
روزنامه جام جم در تاریخ 29 مرداد 1405 مصاحبهای را به سردبیری آقای غلامی در روزنامه جام جم و جام جم آنلاین منتشر کرد که در ادامه این مصاحبه تقدیم…