خانه / نوشته‌هایش / متن پلاتوهای برنامه تلویزیونی” فرزندان روح الله”(۴-۷)

متن پلاتوهای برنامه تلویزیونی” فرزندان روح الله”(۴-۷)

این برنامه تلویزیونی که در خصوص شهدای گمنام بود به تهیه کنندگی رحیم طهوری و نویسندگی محمد حسن ارجمندی از شبکه خبر پخش شد . متن‌های پیش رو متن ٱغازین قسمت‌های ۴تا ۶ مختلف این برنامه است. (استفاده از این متن‌ها برای برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی منعی ندارد.)

برنامه چهارم

به نام خدا و سلام.

ای شما!

ای تمام نام‌های هرکجا!

زیر سایبان دست‌های خویش، جای کوچکی به این غریب بی‌پناه می‌دهید؟

این دل نجیب را

این لجوج دیرباور عجیب را

در میان خویش راه می‌دهید؟

امروز به دیدار خانوادة شهید………… می‌رویم . در کوچه‌های دیدار همراه ما باشید.

برنامه پنجم:

به نام خدا و سلام.

خاطره‌‌هایم از یاد روشن تو سرشار است و آفتاب حضورت هنوز کوچه‌های شهر دلم را گرم می‌کند.

 تو نرفتی که نباشی، رفتی که تا همیشه بمانی.

 تو خاطرة همیشه ماندگار لحظه‌های منی.

 تو را همیشه پیش چشم دارم. از زمانی که رفتی تا اکنون، به چشم برهم زدنی گذشت،‌ بی‌آنکه در نبودنت احساس کنم که نیستی.

تو هستی پس بمان تا عطر تو را  دوباره استنشاق کنم. به دیدنت آمده‌ام تا درگلستان خانواده‌‌ات تو را دوباره بشناسم. ما امروز به دیدار خانوادة او می‌رویم. به دیدار خانوادة شهید……………

.

برنامه ششم:

.

به نام خدا و سلام.

در گذر سال‌های دوری و محجوری،

 هنوز عطر حضورت در این محل باقی‌است.

هنوز صدای پای تو را می‌توان فهمید و عزم بلند تو را برای پرواز درک کرد.

هنوز تو هستی تا یادمان نرود که که بودی؟ چرا رفتی و چرا بازنیامدی؟

هنوز تو هستی، آن گونه که خورشید -در روز ابری-  زمین را می‌نگرد.

به کوچه‌های بالندگی تو آمده‌ایم تا بازماندگان تو را زیارت کنیم.

امروز میهمان خانوادة شهید …………… هستیم با ما همراه باشید.

.

برنامه هفتم:

.

به نام خدا که هر سرآغاز با نام او نیکوست و سلام به شما که به بوی خاطره اینجا آمده‌اید.

دفتری دیگر به خاطره‌ای بازمی‌کنیم .

می‌رویم تا روشنای حضور شهیدانی را که مفقودالاثر می‌خوانند و ما آنها را دائم‌الاثر می‌نامیم، در کوچه‌های خاطرة شهر به نظاره بنشینیم.

 کوچه‌ها را به شوق دیدن یادگاران این پرنده‌های آسمان عشق طی می‌کنیم تا به پلاک آشنای خانه‌ای برسیم که شهید………… پله‌های نخست نردبام آسمان را برای رسیدن به معشوق ازلی و ابدی خود طی کرد. در مسیر کوچه‌های خاطره همراه ما باشید.

درباره‌ی admin

حتما ببینید

نمایش‌نامه کوتاه" ولی از نون خبری نیست"

بازیگر (در نقش انسان فقیر ،گرسنه و نحیفی) در گوشه‌ای نشسته است و زانوهایش را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *