خانه / نوشته‌هایش / فیلم‌نامه‌هایش / فیلم‌نامه‌های بلند / خلاصه داستان فیلم‌نامه سینمایی "چهار راه"

خلاصه داستان فیلم‌نامه سینمایی "چهار راه"

فیلم‌نامة سینمایی “چهار راه” در ژانر معناگرا نوشته شده است، هم‌اکنون آمادة ارئه و ساخت به عنوان یک اکشن معناگراست. حال بخشی از خلاصة داستان این اثر را می‌خوانیم.

«رضا(سروان پلیس)- همراه همسر و فرزند۹ ساله‌اش«محسن» -که علاقه و امیدهای بسیاری به آینده او دارد- زندگی می‌کند. محسن از نخبگان و برگزیدگان المپیادهای دانش‌‌آموزی است.

مرد ناشناسی(احسان) به رضا تلفن می‌کند و خبر از وقوع تصادفی (در دقایق آتی و در نزدیکی محل کار او) می‌دهد. رضا در ابتدا این خبر را باور نمی‌کند و آن را مزاحمت تلفنی قلمداد می‌کند ولی حادثه به وقوع می‌پیوندد. تماس‌های بعدی فردناشناس که خبر از وقوع اتفاق‌هایی دیگر می‌دهد، رضا را به این باور می‌رساند که خبرهای فرد ناشناس حقیقت داشته و به وقوع می‌پیوندد.

از دیگر سو مهندس جوانی به نام «فرید» که در شرکت مرد ثروتمندی به نام «تیمور» کار می‌کند، خواستگار «رویا»-دختر تیمور- است .تیمور شرط قبولی ازدواج آنها را برگزاری مراسم مجلل ازدواج می‌داند. تدارک این مراسم برای فرید کار دشواری است. فرید برای تامین هزینه این مراسم سعی دارد پدرش را به فروختن خانه‌شان وادار کند. با درگیری او با پدرش(که مخالف این کار است)، فرید به پدرش بی‌احترامی‌کند اتفاقی که رخدادهای بد آتی را برای او رقم می‌زند.

تیمور که در ظاهر یک شرکت ساختمانی را اداره می‌کند به همراه معاونش(حسام) کارهای تخریبی-سیاسی انجام می‌دهند. در زمانی که ایران قرار است طی هفته آینده اجلاس سران غیرمتعهد‌ها را در تهران برگزار کند، تیمور از سوی اربابان اسراییلی خود دستور می‌گیرد تا تهران را به روش‌هایی ناامن نشان دهد تا جامعه بین‌المللی به این نتیجه برسدکه تهران امنیت لازم برای برگزاری این مراسم را ندارد. لذا تیمور و گروهش تدارک عملیات خرابکارانه‌ای را می‌بینند. آنها قرار است سرقت و گروگان‌گیری بزرگی را در شلوغ‌ترین بانک تهران به اجرا درآورند. حسام چند مرد آموزش و تمرین دیده را برای این کار انتخاب کرده و از آنجایی که خبرنگاران کشورهای خارجی پیش از ورود سران کشورهای غیرمتعهدها در تهران اسکان داده شده‌اند، قصد دارد از حضور آنها برای پوشش گستردة خبری گروگان‌گیری استفاده کند لذا طبق نقشه قرار است این خبرنگاران به سرعت در جریان این گروگان‌گیری قرار گیرند. حسام پس از آغاز عملیات و حضور خبرنگاران قصد دارد بلافاصله از ایران خارج شود. به طور اتفاقی رویا(دختر تیمور) در همان روز در حوالی آن بانک وقت دکتر دارد و فرید او را به محل می‌رساند و به سوی شرکت تیمور حرکت می‌کند.

افرادی که توسط حسام برای سرقت از بانک استخدام شده‌اند، قرار است پس از سرقت سریع از کشور خارج شوند بی خبر از آن که آنها قربانیان نقشه حسام و تیمور هستند. حسام یک بمب در لایه داخلی ساک یکی از دزدها کارگذاشته است که راس ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه منفجر می‌شود و سارق‌ها و گروگان‌ها را نابود می‌کند.‌

ساعت ۹و ۳۰ دقیقه صبح سارقان مسلح وارد بانک می‌شوند و مردم داخل بانک را به گروگان می‌گیرند و صندوق بانک را خالی می‌کنند که پلیس از راه می‌رسد و ساختمان بانک را محاصره می‌کند و سارقان، پلیس را به کشتن گروگان‌ها تهدید می‌کنند. پلیس آگاهی با توجه به حساسیت برگزاری اجلاس سران کشورها در تهران سعی دارد در آرامش به این جریان خاتمه دهد اما افراد حسام خبرنگارها را از این رخداد مطلع می‌کنند و حضور خبرنگارها کار را به لحاظ امنیتی با مشکل بیشتری روبرو می‌کند. ساعت ۱۰ و ۱۰ دقیقه یکی از سارق‌ها متوجه حضور بمب ساعتی در ساک خود می‌شود. آنها که خود از حضور این بمب بی‌خبر هستند تهدید می‌کنند اگر پلیس اجازه خروج آنها را ندهد بمب در ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه منفجر خواهد شد اما آنچه مهم است خنثی‌سازی بمب است لذا پلیس آگاهی به معاونت مربوط به خنثی‌سازی بمب اطلاع می‌دهد که زبده‌ترین مامور خود را به موقعیت اعزام کنند.

در همین زمان رضا در دفتر تیمسار فرماندهی است که همان فردناشناس با او تماس می‌گیرد و به او خبر می‌دهد که محسن راس ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه ‌ بر سر چهار‌راهی (که اتفاقا در نزدیکی محل گروگان‌گیری است) بر اثر تصادف ماشین خواهد مُرد. رضا بی‌د‌رنگ حرکت می‌کند تا خود را به چهارراه برساند تا مانع از وقوع این حادثه شود. فرمانده به رضا تماس می‌گیرد تا خود را برای خنثی کردن بمب به محل بمب ‌گذاری برساند اما رضا با ترجیح نجات پسرش، از این دستور سرپیچی می‌کند و مصطفی(همکار و دستیار رضا) به این ماموریت اعزام می‌شود. رضا برای رسیدن به چهار راه با مشکلات  و موانع زیادی روبرو می‌شود.فرید در دفتر تیمور است که با رویا تماس می‌گیرد و متوجه می‌شود او در فاصله‌ای که نوبت دکترش شود  به بانک رفته است تا کار بانکی‌اش را انجام دهد، در همین زمان شارژ موبایل رویا در میان صحبت با فرید به اتمام می‌رسد و تیمور از فرید می‌خواهد سریع خود را به رویا برساند و او را از بانک خارج کند. فرید با سرعت از شرکت -که فاصله زیادی تا بانک دارد – به راه می‌افتد تا هرچه زودتر رویا را نجات دهد.‌

بنابراین ۳  نفر با  شتاب  به سمت چهارراه در حرکت‌اند. یکی فرید برای نجات رویا، ‌یکی رضا  برای نجات محسن وگروهی به فرماندهی مصطفی برای خنثی کردن بمب.

و این داستان ادامه دارد…..

تهیه‌کنندگان و کارگردانان محترمی که به ساخت این فیلم‌نامه علاقه‌مندند می‌توانند با شمارة ۰۹۱۲۵۲۱۹۱۶۷ تماس بگیرند تا پس از مذاکره و توافق مقدمات ساخت این اثر را فراهم آوریم.

درباره‌ی admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *