خانه / کتاب‌هایش / چاپ شده / زندگی بهتر / داستان بازار بلور از کتاب زندگی بهتر

داستان بازار بلور از کتاب زندگی بهتر

بازار بزرگ عرضة چینی و بلور در یکی از شهرهای ساحلی ژاپن، با حضور شرکت‌های داخلی و خارجی برگزار شده بود. در این بازار- که در محوطه‌ای باز در نزدیکی ساحل برپا می‌‌شد- جدیدترین و زیباترین محصولات بلورین عرضه شده بود.

تا چشم کار می‌کرد چینی و بلور بود که در زیر تابش نور خورشید همچون ستارگان آسمان می‌درخشیدند و منظره چشم‌نوازی را به وجود ‌آورده بودند.

تعداد زیادی از مردم ژاپن از شهرهای مختلف به دیدن محصولات این بازار آمده بودند. کمتر کسی دست خالی بازار را ترک می‌کرد.

همه با احتیاط از راهروی بین غرفه‌ها می‌گذشتند تا مبادا گوشة لباسشان موجب افتادن و شکستن این محصولات گران‌قیمت شود.

  یکی ازغرفه‌های این نمایشگاه، در اختیار یک شرکت معتبر ژاپنی بود.مسئول غرفه پیرمردی جهاندیده بود که چهره مهربانش به چین‌های تجربه و خطوط آگاهی مزین شده بود.

این غرفه، شلوغ‌ترین غرفه نمایشگاه بود. جمعیت زیادی گرد آن جمع شده ‌بودند و با سرعت محصولات آن را می‌خریدند. مدتی نگذشت که تمامی محصولات این غرفه به فروش رفت و پیرمرد و فروشندگان‌اش مشغول جمع کردن وسایل خود شدند و این درحالی بود که غرفه‌های دیگر به میانة روز و کار خود رسیده بودند.

پیرمرد به فروشندگان غرفه گفته بود محصولات را  هرچه سریع‌تر، به نصف قیمت و حتی کمتر بفروشند.

مدتی نگذشت که زمین شروع به لرزیدن کرد. زلزله خفیفی آمد. اگرچه چند لحظه بیشتر طول نکشید اما  آنچه اتفاق افتاده بود باور کردنی نبود. زلزله بخش اعظمی از محصولات بلور و چینی را شکسته بود و آنچه باقی مانده بود دیگر قابل عرضه کردن نبود.

پیرمرد نگاهی به بازار انداخت و به همراه فروشندگانش بازار را ترک کرد. او سالها در این کشورِ زلزله‌خیز زندگی کرده ‌بود و از ابتدای صبح آثار همیشگی طبیعت را که پیش از وقوع زلزله رخ می‌نمایاند، مشاهده کرده بود و می‌دانست زلزله‌ای  خفیف در راه است بنابراین ارزان فروختن را به صددرصد زیان دیدن ترجیح داد.

آن روز، بیشترین سود نصیب پیرمرد شد. [۱]

۷- اين داستان برداشتي است از فرمايش حضرت علي  علیه‌السلام كه فرمود : «در بازار دنيا، سود از آنِ كسى است كه دنياى حاضر را به آخرتى كه در پی است، بفروشد.»

غررالحکم، جمله۳۸۶۱

درباره‌ی admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *